اصول گرایان بازنده انتخابات دهم،به سه دلیل

تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۴ | ۱۸:۲۳ ب.ظ
اصول گرایان بازنده انتخابات دهم،به سه دلیل پایگاه خبری ترنم دنا (TARANOMEDENA.IR)   نویسنده:جعفرمحمدی  چرا اصلاح‌طلبان بردند؟  «اصلاح طلبان با درسی که از گذشته گرفتند تقریبا بی نقص عمل کردند. در درجه اول آقای خاتمی خیلی خوب برخورد کرد و بعد تمام نیروهایی که لیست دادند به دلیل تحت فشار قرار داشتن خیلی خوب لیست را بستند و حتی چند نفر از […]

پایگاه خبری ترنم دنا (TARANOMEDENA.IR)

 

۳d78c421_ddcf_4bab_b075_93c07463e6d8

نویسنده:جعفرمحمدی 

چرا اصلاح‌طلبان بردند؟
 «اصلاح طلبان با درسی که از گذشته گرفتند تقریبا بی نقص عمل کردند. در درجه اول آقای خاتمی خیلی خوب برخورد کرد و بعد تمام نیروهایی که لیست دادند به دلیل تحت فشار قرار داشتن خیلی خوب لیست را بستند و حتی چند نفر از اصولگرایان را هم در لیست قرار دادند.»

«اصلاح طلبان همچنین تبلیغات خیلی ساده و بی آلایشی داشتند و شعارهای دهن پرکن هم ندادند. با این حال این رای فقط رای ایجابی به اصلاح طلبان نبود و آنها چون خوب کار کردند توانستند رای منفی بالقوه موجود علیه اصولگرایان را زنده کنند و لذا بخشی از آرای اصلاح طلبان ناشی از رای سلبی به اصولگرایان بود.»

 

نویسنده:جعفرمحمدی 

به گزارش ترنم دنا نقل از عصر ایران، اصولگرایان را بی هیچ تردیدی می توان بازنده انتخابات مجلس دهم دانست، نه از آن جهت که اکثریت مطلقی که در مجلس نهم دارند را از دست می دهند، بلکه از باب مسائل دیگری که اشارت وار بدان ها اشاره می شود:

۱ – اصولگرایان نشان دادند که به طور جدی در مسیر ریزش قرار دارند: هم ریزش آرا و هم ریزش افراد.
علت نیز کاملاً مشخص است: اصولگرایان در سال های اخیر با یک استراتژی مهلک، روز به روز دایره اصولگرایی را تنگ تر و تنگ تر کردند به گونه ای که ابتدا افرادی مانند هاشمی و سپس کسانی چون ناطق نوری، حسن روحانی و حتی این اواخر، علی لاریجانی را از دایره اصولگرایی بیرون گذاشتند.
در عوض، عده ای که تفکرات افراط گرایانه دارند -و معرف حضور هستند- به عنوان اصولگرا میدان داری کردند و باقی مانده جایگاه اجتماعی اصولگرایان را نیز با مواضع غیرعقلانی خود به حراج گذاشتند.

بدیهی است در چنین وضعی، باقی اصولگرایان عاقل نیز ترجیح می دهند به پای جریانی مانند جبهه پایداری – که تمایل دارد اصولگرایی را مترادف خود بداند – نسوزند و این می شود که افرادی مانند کاظم جلالی – رئیس بزرگ ترین فراکسیون اصولگرایان مجلس نهم – و علی مطهری نیز راه خود را جدا می کنند و به لیست امید می پیوندند.

این، بزرگ ترین فاجعه برای یک جریان سیاسی است که چهره های ریشه دار آن یکی پس از دیگری از اردوگاهش کوچ کنند.
واکنش بازماندگان در چنین اردوگاهی، جذب هیجانی نیروهایی است که بتوانند به عنوان سیاهی لشکر عمل کنند ولی این تاکتیک، در دراز مدت، اردوگاه را از طمأنینه و تفکر خالی می کند و آن را به شعارزدگی و روزمرگی دچار می کند.
استمرار این وضعیت باعث می شود نیروهای جدید اصولگرا نیز که به بلوغ فکری و سیاسی می رسند، در آینده در آن جدا شوند و ریزش ها همچنان ادامه یابد.

۲ – در اغلب حوزه هایی که کاندیداهای جریان اصولگرایی رأی آوردند، یا کاندیداهای اصلاح طلب و اعتدالگرا به دلیل رد صلاحیت ها حضور نداشتند یا جریان اصلاح و اعتدال، مجبور شده بود به همان دلیل، با افراد فرعی و ناشناخته وارد انتخابات شود.
لیست های اصلاح طلبان و اعتدالگرایان هم اکثراً در روزهای منتهی به انتخابات نهایی شد، یعنی در حالی که رقبای اصولگرا در حال تبلیغات گسترده بودند، اصلاح طلبان و اعتدالگرایان، منتظر بودند که ببینند آیا صلاحیت کاندیداهایشان تأیید می شود یا نه؟!

حتی در تهران هم، بسیاری از چهره های شاخص جریان اصلاح و اعتدال رد صلاحیت شدند و لیست امید، در آخرین روزها بسته شد و حتی بعد از چاپ تعدادی از پوسترها، باز هم تغییر ناخواسته دیگری رخ داد.
در واقع، اگر اصولگرایان در برخی حوزه ها برنده شدند، در یک رقابت برابر نبوده است، هر چند که در برخی حوزه ها، توانمندی ها و اعتبار شخصی برخی کاندیداهای اصولگرا، عامل برنده شدن شان بوده است که قابل ارج نهادن است.

۳ – بخش افراط گرای جریان اصولگرایی، اخلاق را نیز در این انتخابات باخت. سوء استفاده از سخنان رهبری و متهم کردن کاندیداهای رقیب به انگلیسی بودن، تمسک به مفتی وهابیون و جعل خبر از قول وی که “به جنتی و یزدی و مصباح رأی ندهید(!)”، انتشار لیست های جعلی، توزیع شب نامه، متهم کردن رقبا به ارتباط با بیگانگان و بی دینی، ایجاد مزاحمت برای تبلیغات انتخاباتی رقبا به ویژه در روزهای اول تبلیغات، انتشار خبرهای جعلی از برندگان انتخابات و … اقدامات غیراخلاقی و شرم آوری بودند که در کارنامه اینان ثبت شد.

جریان اصولگرایی، یکی از دو جریان اصلی سیاسی کشور است و دریغ که به واسطه ندانم کاری، خودخواهی و زیاده طلبی گروهی افراط گرا مضمحل شود. این جریان، باید بدون خود فریبی، به نقد خویش بپردازد و آسیب زدایی کند تا بتواند همچنان به عنوان یک بال نظام، در خدمت مردم باشد و الا همواره مجبور خواهد بود از حضور مردم در انتخابات، واهمه داشته باشد.

انتهای پیام/ع

  1. سی سخت   اسفند ۱۰, ۱۳۹۴  

    سلام بر خاتمی عزیز

  2. ناشناس   اسفند ۱۱, ۱۳۹۴  

    درود بر اصلاحات … ولی زارع اصلاحطلب نیستااااا! لطفا این موضوع رو در نظر بگیرید
    ممنون

  3. محمد   اسفند ۱۱, ۱۳۹۴  

    در بویراحمد زارع برنده شد که اصلاح طلب نبود. اصولگرا هم نبود مستقل هم نبود بلکه هر سه بود

  4. سید   اسفند ۱۱, ۱۳۹۴  

    این پیام حذف شد

  5. سی سخت   اسفند ۱۱, ۱۳۹۴  

    درود بر سرزمین خوبیها اایران – – -خواهشا یکم واقع بینانه به مسائل نگاه بکنید واز کاه کوه نسازید .

  6. اصلاح طلب   اسفند ۱۱, ۱۳۹۴  

    درود بر مندنی پور و سید باقر

  7. زارعی ها   اسفند ۱۲, ۱۳۹۴  

    استراتژی آقا بیا من نمیام جبهه پایداری در بویراحمد و دنا به آمدن استاد اخلاق (هدایتخواه) منجر شد و گرچه برای خواص پیش بینی شده بود ولی عامه مردم با این موضوع متحیر شدند فردی که ارتباطش با معنویات و مقدسات آنقدر بالا بوده و چند صد بار در محافل و سخنرانیهایش اظهار داشته تحت هیچ شرایطی به صحنه نخواهد آمد چطور عهد شکنی نمود!

  8. علی قدرتی   اسفند ۱۲, ۱۳۹۴  

    این همه درآمد دولت به کجا می‌رود؟
    از لحاظ میزان ذخایر نفتی سومین کشور دنیا هستیم. در مورد گاز هم دومین کشور دنیا هستیم. ده درصد معادن دنیا (فلزات، سنگ های قیمتی و …) هم در ایران است. دولت این همه درآمد دارد و با این حال همیشه ناله می کند و از مردم می‌خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند.
    مبلغی را کارت به کارت می‌کنید و ۵۰۰ الی ۹۰۰ تومان از حسابتان کم می‌شود. می‌خواهید ببینید در کارت بانکی چقدر پول دارید ۱۲۵ تومان از حسابتان کم می‌شود. حساب کنید در کل کشور چه درآمد بزرگی برای دولت ایجاد می‌کند.
    جمع هزینه های دریافت گذرنامه ۱۵۰ هزار تومان است. یک خانواده ۴ نفری باید ۶۰۰ هزار تومان بپردازد تا گذرنامه بگیرد و اگر بخواهد توسط پرواز هوایی از کشور خارج شود باید عوارض خروج هوایی که آن هم نفری ۱۵۰ هزار تومان است را بپردازد. یعنی برای چهار نفر مبلغ یک میلیون و دویست هزار تومان پرداخت می‌شود برای هیچ چیز.
    هزینه بیمه کردن اتومبیل سواری حدود یک میلیون تومان است. هزینه دریافت گواهینامه پایه یکم هم یک میلیون تومان است. کاپوتاژ کردن اتومبیل سواری (برای خروج از کشور) ۵۰۰ هزار تومان.
    درآمد جرایم رانندگی چقدر است؟ از یکی از سربازهایی که در چهارراه‌ها جریمه می‌کنند بپرسید که امروز چقدر جریمه نوشته. با کمال تعجب رقمی مثل ۱۲ میلیون تومان را خواهید شنید. ببینید در کل کشور چقدر می‌شود!
    با این حال، دولت پول ندارد و همیشه از مردم می‌خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند و مرتباً بهای برق، گاز و آب را افزایش می‌دهد.
    قیمت بنزین و گازوئیل یکدفعه افزایش داده شد. قیمت بنزین در مدتی کوتاه از صد تومان به هزار تومان رسید. چقدر درآمد دولت افزایش یافت!
    به قبض آّب، برق، گاز یا تلفن دقت کنید. ببینید روی یک قبض چند نوع مالیات و عوارض نوشته شده! در مغازه‌ای که سه عدد یخچال دارد مبلغ قبض برق به یک میلیون تومان می‌رسد. اینها همان آب و برقی هستند که امام خمینی گفته بود مجانی خواهند شد.
    افراد خیر چقدر به دولت کمک می‌کنند و کارهای دولت را انجام می‌دهند؟ کمیته امداد چقدر درآمد دارد؟
    کسی که می‌خواهد خانه‌ای بسازد باید مبلغ گزافی مثلا ۱۰۰ میلیون تومان به شهرداری بپردازد. کسی که مغازه می‌سازد مبلغ بزرگ تری مثلا ۳۰۰ میلیون تومان باید بپردازد. خلافی هایی که از ساخت و سازهای بدون مجوز دریافت می‌شود، هزینه‌های انشعابات آب، برق و گاز، عوارض سالیانه مسکن، عوارض سالیانه خودرو، عوارض نصب تابلوهای تبلیغاتی …. مواظب باشید دود از کله تان بلند نشود.
    و همچنان دولت پول ندارد و مردم از منت کشیدن برای ماهی ۴۵ هزار تومان خلاصی ندارند.
    عوارضی که در اتوبان‌ها از سواری‌ها و کامیون‌ها دریافت می‌شود مانند چاپخانه‌ای است که شب و روز پول چاپ می‌کند. کامیونی که از تبریز به راه می‌افتد تا به تهران برسد ۶۰ هزار تومان عوارض می‌دهد. همین طور در مسیر اصفهان، بعد در مسیر شیراز، بعد بندر عباس، در مسیر برگشت هم همان مبالغ را دوباره پرداخت می‌کند و این همه بر قیمت جنسی که در کامیون حمل می‌شود افزوده می‌گردد. حتی در تنگه هرمز نیز از کشتی‌ها عوارض گرفته می‌شود.
    خودروسازان، ماشین‌های سواری را که به قیمت کم تر از ۱۰ میلیون تومان تمام می‌شود، به قیمت بالای ۳۰ میلیون تومان به مردم می‌فروشند. کامیون‌ها و تریلی‌ها را هم که خدا می‌داند.
    در اکثر خیابان‌ها پارکبان وجود دارد و هر پارکبان روزانه مبلغی حدود ۱۰۰ هزار تومان به دولت می‌پردازد. ببینید در کل کشور چقدر می‌شود.
    به هر پارک یا ترمینالی که با ماشین بروید باید ورودیه پرداخت کنید. همین طور است شهرک‌های نمایشگاهی.
    ارث نیز شامل مالیات می‌شود و در حدود ۳۰ درصد مبلغ ریالی ارث به دولت پرداخت می‌شود.
    با این وجود، دولت بی پول است و از مردم می‌خواهد که از دریافت یارانه انصراف بدهند و نان را گران می کند.
    کسی که برای موردی مثل چک برگشتی شکایت می‌کند باید به مبلغی مثلا پانصد هزار تومان تمبر باطل کند. هر چه مبلغ مورد شکایت بیشتر باشد مبلغ تمبرهای باطل شده نیز بیشتر می‌شود و مثلا باید به قدر پنج میلیون یا ده میلیون تومان تمبر باطل کند. بعد دادگاه تشکیل می‌شود و فرد محکوم را دولت جریمه می‌کند. یعنی هر دو طرف را دولت سرکیسه می‌کند اما خدا می‌داند که حقدار چه موقع به حقش خواهد رسید.
    گمرک چقدر درآمد دارد! یکی برای وارد کردن ماشین ۱۰۰ میلیون تومان هزینه گمرک پرداخت می کند. برای هر کالایی که وارد می‌شود درصدی باید پرداخت شود. چقدر واردات وجود دارد! چه رقم بزرگی می‌شود! سپس کالاهای فوق را وارد کننده به عمده فروش می فروشد و ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده می‌دهد. عمده فروش به خرده فروش می فروشد و ۹ درصد مالیات می‌دهد. خرده فروش به مصرف کننده می فروشد و ۹ درصد مالیات می‌دهد. چه اجناس خارجی و چه اجناس تولید داخل هر چند بار که دست به دست شوند برای هر بار ۹ درصد مالیات پرداخت می‌شود. تصور کنید که چه درآمد بزرگی برای دولت ایجاد می‌شود و این باعث می‌شود قیمت اجناس تا چند برابر افزایش یابد!
    لذا کارخانه‌ها مواد اولیه را به قیمت بسیار گرانی از شرکت‌های متعلق به سپاه پاسداران و رهبر تهیه می‌کنند و نیز مبلغ زیادی برای برق، گاز و آب (که بصورت تصاعدی محاسبه می‌شوند) می‌پردازند و عوارض جاده‌ای حمل و نقل کالا و مالیاتی که کارخانه می‌پردازد و بیمه ای که برای کارگران، خودروها و … پرداخت می‌شود سبب می‌شود که قیمت محصولی که تولید می‌کنند بسیار زیاد شود و به دنبالش میزان فروش کاهش می یابد و ناچار می‌شوند حقوق کمی به گارگرها بپردازند و تعداد کارگرها را به حداقل برسانند و یا واحدهای تولیدی را تعطیل کنند. بسیاری از مردم حداقل حقوق را دریافت می‌کنند اما نوبت به دولت که می‌رسد می‌گوید موادی که از معادن استخراج می‌شوند، بنزین، گازوئیل، تولیدات پتروشیمی، میل گرد، تیرآهن و … باید به قیمت جهانی به مردم فروخته شوند اگرچه به قیمت بسیار پائینی تولید می‌شوند.
    …………………………………………………………………زمانی بود که خانواده‌های سلطنتی اروپایی با روش‌های قدیمی دنیا را استعمار می‌کردند. متوجه شدند که نگهداری آن همه سرباز در کشورهای مختلف هزینه بسیار زیادی دارد و بهتر است بجای این کار، آنقدر در دولت‌ها و مجامع مذهبی دنیا نفوذ کنند که بتوانند آن‌ها را مدیریت کنند. سپس در مجامع مذهبی کشورهای مختلف (مثل حوزه علمیه قم) نفوذ و آنقدر تقویتشان کردند که مبلغین دینی توانستند تا دورترین روستاها و حتی جاهایی که دولتشان دسترسی نداشت بروند و دین ملت‌ها را منحرف کنند به شکلی که مردم بپذیرند که انسان‌های مقدسی وجود دارند که معصوم هستند و هرچه می‌گویند باید بدون چون و چرا پذیرفته شود. همچنین مبلغین دینی روی فرهنگ و آداب و رسوم مردم کار کردند تا آداب و رسوم نادرستی که رایج بود تثبیت و تقویت شود و مردم متوجه نشوند که آداب و رسوم باید آنگونه که علم می‌گوید تغییر کند وگرنه مانع پیشرفت کشور می‌شود. این کار سبب شد که بتوانند به راحتی استعمار کرده و بین ملت‌ها اختلاف ایجاد کنند و هر کس بخواهد که با استعمار مبارزه کند مجبور می‌شود به باورهای مردم حمله کند که متعاقبا فردی بی دین تلقی شده و مردم خودشان دمار از روزگارش در می‌آورند.
    ……………………………………….
    هم اکنون دنیا توسط خانواده‌های سلطنتی اروپایی و تعدادی خانواده یهودی اداره می‌شود که بارزترین آن‌ها خانواده یهودی روچیلد (The House of Rothschild) در انگلستان و خانواده سلطنتی انگلستان است. ملکه انگلستان (الیزابت دوم) سه میلیون هکتار زمین در کشورهای مختلف دارد. شاید این گفته را شنیده باشید: “در زمین‌های متعلق به انگلستان آفتاب غروب نمی‌کند”.
    این خانواده ها از ۱۰۰ سال پیش برای همه چیز برنامه ریزی کرده‌اند و تمامی حکومت‌های دنیا به آن ها تعلق دارند. دولت‌ها ملت‌ها را چپاول می‌کنند و به آن‌ها می‌فرستند. بانک‌های سوئیس را هم ایجاد کرده‌اند که آشکار نمی‌کنند که چه سرمایه‌هایی را در آنجا تلنبار می‌کنند.
    چطور این سرمایه‌ها از کشور خارج می‌شوند؟
    در پاییز سال ۱۳۸۷ رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه از ورود هجده و نیم میلیارد دلار ارز توسط یک کانتینر به این کشور خبر داد و گفت این پول را در شرایط بحران اقتصادی خداوند برای ملت ترکیه فرستاده‌ است. موارد مشابهی نیز رخ داده که کانتینر حاوی شمش‌های طلا در مرز بازرگان کشف شده اما همان شب شمش‌های طلا را با شمش‌های برنجی تعویض کرده و گفتند که اشتباه شده و طلا نبود. یعنی سرمایه‌های کشور مرتبا به خارج فرستاده می‌شوند و گاها یکی از پارتی‌ها لو می‌رود.
    یکی از نمایندگان در جلسه علنی مجلس، در مورد وجود ۶۰ بندر غیرقانونی متعلق به س دست به افشاگری زد.
    ……………………………………….تصحیح شد……………………………….
    بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی خارج از سیستم دولتی و تحت کنترل … اداره می‌شوند و بخش بزرگی از اقتصاد ایران را در اختیار دارند.
    بنیاد مستضعفان مالک تعداد زیادی از مجتمع های دامپروری و کشاورزی (دامپروری شیر و گوشت پارس، کشاورزی و باغداری فردوس تهران، کشت و صنعت پیوند خاوران، کشاورزی فجر اصفهان و …) ، چندین شرکت‌ تولید کننده آهن، فولاد، سیمان و قطعات پیش ساخته (معدنی دماوند، آلومینیوم کاوه خوزستان، فولاد شرق کاوه، فولاد کاوه جنوب کیش، سیمان لوشان و …) ، صنایع چوبی (تولیدی و صنعتی ایران چوب، صنعت چوب شمال، تخته فشاری و فورمیکاسازی بنیاد، نئوپان خلخال و …) ، ریسندگی و بافندگی (ریسندگی و بافندگی سلکباف، نساجی حجاب شهرکرد، ریسندگی و بافندگی میهن باف و …) ، پیمانکاری پروژه های ساختمانی، راه، پل، شهر سازی، سد سازی (عمران شهرسازی شمیران نو، شرکت عمران دشت نو، توسعه لویزان، رامان، ملی ساختمان، تولید مسکن خاور، عمران و مسکن شمال، عمران و مسکن شرق ایران و …) ، صنایع برق و انرژی (شرکت نیروگاهی ایران- سنا، برق و انرژی پیوند گستر پارس، تولیدی و گسترش برق و انرژی صبا و …) ، چرم باختر، شیشه مینا، صنایع کاشی و سرامیک سینا، تولیدی و صنعتی ایران ابزار، تولیدی پمپ پارس، کارخانه چینی ایران، ایران تایر، نفت بهران، پترو خزر، حفاری واکتشاف انرژی گسترپارس، بانک سینا، بیمه سینا، لیزینگ جامع سینا، کارگزاری بورس بهگزین، چندین هتل و مجتمع ورزشی تفریحی، گروه پزشکی برزویه، گروه پزشکی اراک، گسترش الکترونیک ایران، تولید نوشابه زمزم که در ۱۲ شهر شعبه دارد، بهنوش ایران، دوغ آبعلی، لبنیات پاستوریزه پاک ، گوشتیران، صنایع غذایی مهرشهر، پاکدیس، گلوکوزان و … می‌باشد. همچنین اختیار فروش نفت بدون هر گونه محدودیت به بنیاد داده شده.
    آستان قدس رضوی مالک بیش از ۷۵ درصد از زمینهای شهر مشهد و زمین‌های قابل کشت در اطراف مشهد و سایر شهرهای ایران نظیر تهران، قزوین، اصفهان، دامغان، سمنان، یزد، کرمان و… است. این بنیاد بزرگترین کارفرما در استان خراسان است که مجری حدود ۵۰ شرکت و موسسه اقتصادی نظیر کارخانجات صنایع چوب، داروسازی ثامن، نان قدس رضوی، کارخانه آرد، موسسه دامپروری قدس رضوی با بیش از ۱۳۰۰۰ راس گاو، چندین کشت و صنعت و کارخانه قند، مسکن و عمران قدس رضوی، فراورده‌های غذایی رضوی و موسسه منطقه ویژه اقتصادی سرخس است و فعالیت خود را با خرید سهام شهاب خودرو و کمباین سازی اراک به حوزهٔ خودروسازی نیز گسترش داده است.
    ………………………………………………………..تصحیح شد…………………

    …………………………………………..
    ………………………………………………..انتشار مسائل سیاسی در بخش کامنت ها ممنوع میباشد.از انتشار آن معذوریم

  9. ناشناس   اسفند ۱۲, ۱۳۹۴  

    شما که می گفتید شورای نگهبان همه ی اصلاح طلب ها را رد کرد….چی شد؟

  10. هموطن   اسفند ۱۲, ۱۳۹۴  

    مصداق کامل اصولگرایی نادر قاضی پور نماینده ارومیه است که در تریبون و در جمع مردم زنان منتخب را …مینامد و میگوید اگر اینها ( زنان ) به مجلس بروند کاری بر سرشون میارن و آبروتون میره . به نظر بنده باید رهبری با حکم حکومتی مانع از حضور ایشون در مجلس بشه . هرچند میدونم این کامنت درج نمیشه

آخرين اخبار
پر بحث ترين
تابناك وب
تابناك وب
تابناك وب
ترنم دنا
تابناك وب
تابناك وب
محل كد آمار
css.php